0٪ پسندیدند
2008ایگور
در سرزمینی مملو از دانشمندان شرور و دستیاران گوژپشت، ایگور رؤیای چیزی فراتر از یک نوکر داشتن را در سر میپروراند. او مخفیانه بهجای یک موجود ترسناک، هیولایی مهربان خلق میکند. در حالی که با تمسخر و خیانت روبهرو میشود، ایگور باید ثابت کند نبوغ واقعی میتواند از مهربانی سرچشمه بگیرد و حتی در دنیایی تاریک، قلبهای پاک میتوانند بزرگترین اختراعات را شکل دهند.
دیدگاههای ایگور
نظری برای این قسمت ثبت نشده است